یکی
با بیل برداشته، برگِ زرد و نارنجی روی سَر شهر ریخته. یکهو پاییز شده.
دقیقا یکهو. صبحِ اول آبان، اینجوری شد. حالا؛ ابرها، سنجابها و گربه
حنائیِ بیشتر به چشم میآیند. هوا ایستاده، منتظر. نمیبارد اما. پائیز
است و رودِ ما همچنان خشک. نفرین بر تو ای ابر!
(به نقل از وحید)
+
نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 4:57 بعد از ظهر توسط سید محمد حسین
|
گفته بودند به ما: می کشد در همه کس غم نان ایمان را
در شبی سرد چو مرگ که هوا می لرزید و تن خسته شهر بستر برف زمستانی بود راهی خانه شدم. من -گرسنه- پدرم را دیدم که در آن ظلمت سرد
با یخ حوض قدیمی حیاط جنگ سختی می کرد تا ز خون دشمن بعد از آن جنگ وضویی سازد پدرم -بی که کلامی گوید- گفت با من: پسرم!
چاره مشکل ما
ایمان است.
«سید حسن حسینی»
+
نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 9:54 بعد از ظهر توسط سید محمد حسین
|
خداي فقيهان: بيشتر به يک قاضي تنگ نظر
شبيه است که عقده ي حکمراني و مجازات دارد
و به وعده ي بهشت آسمان ، زمين
را بر بندگانش جهنم ساخته است؛ خداي سختگير و بخيلي
که بيشتر به کار
"پشمينه پوشان تندخو" مي آید تا به کار بندگاني محتاج و مشتاق ؛ خدايي که
رسيدن به او از رساله ي عمليه ي پاکان پوک يا پوکان پاکي مي گذرد که در شناخت مردمان
پيرامون خود نيز عاجزند و حرف ساده ي آدميان را نمي فهمند چه رسد به وحي پيامبران.
خداي فيلسوفان:خدايي که بيش از آنکه شايسته ي بندگي و دلبردگي و نيايش وپرستش
باشد موضوعي براي گفت و گوهاي انتزاعي فلسفي است
خداي عارفان:خدايي که يکي است ويکي نیست ، خدايي که آنقدر بزرگ است که قابل توصيف
نیست چه رسد به آنکه در کمين کوچکي های ما باشد ، خدايي که بدي هاي ما را نميبیند تا
نوبت به بخشيدن
برسد ، همان خدايي که عارفان ، با عقل و دل ، او را در همه جا و همه چيز
و
همه کس يافتند و ديدند که هر روز در قامتي تازه جلوه گري مي کند و " کلّ يوم هو في شأن "
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 0:12 قبل از ظهر توسط سید محمد حسین
|
«...
تا دو روز دیگر عمر نخستین مجلس شورای اسلامی که اینجانب عضو آن بودم و
از مزایای این عضویّت، از جمله مصونیّت پارلمانی برخوردار بودم به پایان
میرسد. از پسفردا من نیز مانند بقیّه موکّلینم قابل تعقیب و بازداشت و
تأدیب هستم. به همین دلیل نیز با استفاده از فرصتی که رئیس مجلس در اختیار
بنده گذاشتهاند میخواهم به اطّلاع برسانم که اگر در روز های بعد شاهد
گردیدید که بنده را بازداشت کردند و بعد با تبلیغات و سر و صدا اعلام
نمودند که بنده جهت بعضی توضیحات و روشن نمودن حقایق در تلویزیون ظاهر
خواهم شد و در صورتی که دیدید آن شخص حرفهایی غیر از سخنان دیروز و امروز
میزند و مثل طوطی مطالبی را تکرار میکند، بدانید و آگاه باشید که آن فرد
مهدی بازرگان نیست.»
مهندس مهدی بازرگان در آخرین جلسهی دورهی اوّل مجلس شورای اسلامی
روزنامه جمهوری اسلامی ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۳
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 1:4 قبل از ظهر توسط سید محمد حسین
|
به سراغ من اگر مي آييد..... نرم و آهسته بياييد...... نظری داده و ... شیرین دل فرهاد کنید.....