تبليغاتX
ريحان

ريحان

به نام خدای شقایق ها

قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آن که قدرت

بسیج بر سر مردم فرود آید. قرار نبود بسیج جیره‌خوار دولت شود

و به ازای دستگیر کردن مردم در اجتماعات پاداش سرانه بگیرد.

قرار نبود بسیج به دستگاهی تبدیل شود که اختیار انتخاب و آزادی

رای را از مردم بستاند.امام بسیج را به عنوان ابزاری برای قدرت

حاکمان نمی‌خواست. این آن چیزی نیست که امام ما برای بسیجیان

می‌خواست........................

(فرازی از بیانیه 15 میر حسین موسوی در مورد هفته بسیج)

متن کامل بیانیه در ادامه مطلب.....................



ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 12:50 بعد از ظهر توسط سید محمد حسین |


بالاخره پس از ماهها اسارت زاینده رود با قید وثیقه به طور موقت آزاد شد

http://iiny.org/img/iran/19.jpg

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 4:48 بعد از ظهر توسط سید محمد حسین |


یکی با بیل برداشته، برگِ زرد و نارنجی روی سَر شهر ریخته. یک‌هو پاییز شده. دقیقا یک‌هو. صبحِ اول آبان، این‌جوری شد. حالا؛ ابرها، سنجاب‌ها و گربه حنائیِ بیش‌تر به چشم می‌آیند. هوا ایستاده، منتظر. نمی‌بارد اما. پائیز است و رودِ ما هم‌چنان خشک. نفرین بر تو ای ابر!

(به نقل از وحید)

+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 4:57 بعد از ظهر توسط سید محمد حسین |


گفته بودند به ما:
می کشد در همه کس
غم نان
ایمان را

در شبی سرد چو مرگ
که هوا می لرزید
و تن خسته شهر
بستر برف زمستانی بود
راهی خانه شدم.
من -گرسنه-
پدرم را دیدم
که در آن ظلمت سرد
با یخ حوض قدیمی حیاط
جنگ سختی می کرد
تا ز خون دشمن
بعد از آن جنگ وضویی سازد
پدرم -بی که کلامی گوید-
گفت با من: پسرم!

چاره مشکل ما

ایمان است.

«سید حسن حسینی»

+ نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 9:54 بعد از ظهر توسط سید محمد حسین |


خانه ای خواهم ساخت

بی در

بی پنجره

بی دیوار

حالا هی بخند........

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 7:5 بعد از ظهر توسط سید محمد حسین |


گرگها خوب بدانند .....

در این ایل قریب گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز............

گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند

توی گهواره چوبی پسری هست هنوز..............

آب اگر نیست نترسید که در قافله امان

دل دریایی و چشمان تری هست هنوز...ا

+ نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 5:49 بعد از ظهر توسط سید محمد حسین |


ای دل ساده بکش درد که حقت این است            

              از زمانه بشو دلسرد که حقت این است

دیدی آخر دم مردانه به جز لاف نبود

              بکش از مردم نامرد که حقت این است

+ نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 0:5 قبل از ظهر توسط سید محمد حسین |


بستند راه روزنه ها را به رویتان
تا آفتاب تن زند از جست و جویتان

اما نه، حسن قصد ندارد نهان شود
بی حاصل است پنجه کشیدن به رویتان

زندان یوسف آینه ی اعتبار اوست
چونانکه جرمهای شما آبرویتان

هرجا که شاهدان جهان انجمن کنند
آنجاست نقل محفلشان گفت و گویتان

روزی به باغ رفتم و دیدم به چشم خویش
گلها درید ه اند گریبان به بویتان

باد صبا قرار ندارد بایستد
از جست و جوی روز و شب و کو به کویتان

باران ز پاکی دلتان شرمسار شد
ابر عبوس سخره ی بغض گلویتان

بغض گلو درآمد آواز می شود
خوابیده است گرچه کنون های و هویتان

"قنبرعلی رودگر"

 

+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 1:14 قبل از ظهر توسط سید محمد حسین |


((( الحمد لله الذی جعل اعدائنا من الحمقا  )))

همین

+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 2:13 بعد از ظهر توسط سید محمد حسین |


خداي فقيهان: بيشتر به يک قاضي تنگ نظر شبيه است که عقده ي حکمراني و مجازات دارد

و به وعده ي بهشت آسمان ، زمين را بر بندگانش جهنم ساخته است؛ خداي سختگير و بخيلي

که بيشتر به کار "پشمينه پوشان تندخو" مي آید تا به کار بندگاني محتاج و مشتاق ؛ خدايي که رسيدن به او از رساله ي عمليه ي پاکان پوک يا پوکان پاکي مي گذرد که در شناخت مردمان

پيرامون خود نيز عاجزند و حرف ساده ي آدميان را نمي فهمند چه رسد به وحي پيامبران.

خداي فيلسوفان:خدايي که بيش از آنکه شايسته ي بندگي و دلبردگي و نيايش وپرستش

باشد موضوعي براي گفت و گوهاي انتزاعي فلسفي است

خداي عارفان:خدايي که يکي است و يکي نیست ، خدايي که آنقدر بزرگ است که قابل توصيف

نیست چه رسد به آنکه در کمين کوچکي های ما باشد ، خدايي که بدي هاي ما را نميبیند تا

نوبت به بخشيدن برسد ، همان خدايي که عارفان ، با عقل و دل ، او را در همه جا و همه چيز

و همه کس يافتند و ديدند که هر روز در قامتي تازه جلوه گري مي کند و " کلّ يوم هو في شأن "

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 0:12 قبل از ظهر توسط سید محمد حسین |


«... تا دو روز دیگر عمر نخستین مجلس شورای
اسلامی که این‌جانب عضو آن بودم و از مزایای این عضویّت، از جمله مصونیّت پارلمانی برخوردار بودم
 به پایان می‌رسد. از پس‌فردا من نیز مانند بقیّه موکّلینم قابل تعقیب و بازداشت و تأدیب هستم. به همین دلیل نیز
 با استفاده از فرصتی که رئیس مجلس در اختیار بنده گذاشته‌اند می‌خواهم به اطّلاع برسانم که اگر در روز
های بعد شاهد گردیدید که بنده را بازداشت کردند و بعد
با تبلیغات و سر و صدا اعلام نمودند که بنده جهت بعضی توضیحات و روشن نمودن حقایق در تلویزیون ظاهر
خواهم شد و در صورتی که دیدید آن شخص حرف‌هایی غیر از سخنان دیروز و امروز می‌زند و مثل
طوطی مطالبی را تکرار می‌کند، بدانید و آگاه باشید که آن فرد مهدی بازرگان نیست.»

مهندس مهدی بازرگان در آخرین جلسه‌ی دوره‌ی اوّل مجلس شورای اسلامی

روزنامه جمهوری اسلامی ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۳

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 1:4 قبل از ظهر توسط سید محمد حسین |