منت استاد را که تدریسش موجب گیجی است و پرسشش سر درد. هر
مطلبی که تدریس کند جان است و چون خواسته شود مقبض روح.پس بر هر مطلبی دو خفتن و
بر هر خفتن دهن دره ای واجب. شاگرد همان به که در این ماه عید روی
به حذف دو سه درس آورد ورنه بدان نمره ی مطلوب پاس کس
نتواند که به چنگ آورد تکلیف بی حسابش همه را رسیده و تحقیق لایزال بی اجرش همه را
رنجیده. زحمت دانشجو به یک نمره ی صفربدرد و کمک نقابلی هم از او نرسد . دانشجویلن
را به خلعتی به لبخندی می آراید و چون ترم سر آدی دمار از روزگارشان به در آرد. هر گاه یکی از دانشجویان ناپلئون روزگار دست سماجت به امید
اجابت به درگاه استاد برآورددر وی نظر نکند و چون بازش به تضرع وزاری بخواند
فرمایدش: کرم بین و لطف آموزگار که نه را کند
شش دم بر نیار پاس کردگان درسش هم به تصدیق مدارک معترف که: "لا فهمنا کیف پاسون درسه بلکم نحن اخبر انداختون من
درسه" در پایان یحتمل در بین افتادگان صعود ونزول درهم و دینار
رابطه ای بس مستقیم است
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 7:7 بعد از ظهر توسط سید محمد حسین |