تبليغاتX
ريحان

ريحان

به نام خدای شقایق ها

 
موسوي،‌احمدي نژاد،‌کروبي و رضايي  تاييد صلاحيت شدند

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 12:8 بعد از ظهر توسط سید محمد حسین |


آیت‌الله العظمی بهجت به ملکوت اعلی پیوست


مرجع تقلیدشیعیان حضرت آیت‌الله العظمی محمدتقی بهجت فومنی به علت عارضه قلبی دار فانی را وداع گفت.ایشان به علت عارضه قلبی به  بیمارستان منتقل و در بخش ICU بستری شدند اما قبل از بستری دارفانی را وداع گفته بودند.

روحشان شاد

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 11:38 بعد از ظهر توسط سید محمد حسین |


آخه تو و منی که همه کارامون درست بوده اشتباها مال دوره های قبل بوده!

مال ابطحی که معلوم نیس چقدر از مال مردم خورده که چاق شده بعدم بیخودی میگه از بچگی چاق بودم! و نبوی یا همون داش بهزاد که خوبه رفت سخنگوی رجایی شد که حالا حرف بزنه و بگه منم انقلابی بودم آخه مگه انقلابی بودن به این 4 تا عکس این ور و اون وره آدم باید دلش انقلابی بشه مگه نه؟ باید شعارش رجایی باشه عمل که خیلی ملاک نیست.تازه الانم همسرش از یکی دیگه دفاع میکنه که کنه چیکارش کنیم  شاید نمیفهمه ما بیشتر شبیه همسرش عمل میکنیم تا اون یکی

و هون سیدی که ملیون ملیون خرج عباش میکنه و به قولی عینکش را از اروپا سفارش میده !

اصلا چه معنی داره بخوایم با دنیا گفتگو کنیم آخه دولت ها که ارزش گفتگو ندارن چرا به جای گفتگو با دیار کفر و اون بی رنجای از دنیا بی خبر نریم سراغ هم کفو ای خودمون هوگوی عزیزممون یا این همه کشور سطح بالا مثل بولیوی و بورکینافاسو و قلی آباد که چیکار داری کجای دنیان مهم اینه که از ما خوششون اومده

چه معنی میده رییس جمهور قبلی  تو اجلاسی باشه که وزیر آمریکا هم هست عزیزمن اگه میخوای رابطه داشته باشی راه داره باید اول بهش نامه بنویسی وقتی جوابت را نداد رییس جمهوریش را تبریک بگی!

حالا امام از یه نفر کلی حمایت کرد که کرد شاید اون موقع مصلحت بوده و حالا هزار سال پیش کشور را خوب در موقع جنگ اداره کرده که کرده باشه منم 4 سال به این خوبی ولی بدون جنگ اداره کردم فقط چند تا فرق کوچیک داشت یه کم قیمت نفتم یه کم  بالا بود که مهم نیس حالا 100 ملیون دلار که تو این کشور به این دراند شتی چیزی نیست که گم بشه فدای سرت صادق خان 2 روزه جبرانش میکنه! تورم و رکود اقتصادی و نزول در این رتبه های اقتصادی دنیا که مهم نیست مهم اینه که ما به مردم خوبمون سیب زمینی مرغوب و رایگان بدیم حالا شانسی لب انتخابات افتاده  خوب لب انتخابات هم هوا خوبه دوست داریم سفر بریم به مردم سیب زمینی پیاز بدیم مشکلی داره؟

روابطمون با کشورای دنیا و منافع کشورمون که مهم نیست مهم اینه که بدونیم هلو کاست بالاخره بود یا نه؟ حالا باعث شدیم برای اولین بار به نفع اسراییل قطعنامه بدن که بدن اونقدر که ............شون پاره بشه!اصلا مگه آقای مشاور نگفت مردم اسراییل برای ما محترمن خوب هستن دیگه؟

حالا دروغ و جعل مدرک وزیرمون که خیلی اهمیتی نداره اصلا مدرک کاغذ پاره ای بیش نیست مهم اینه که   به مردم کمک بشه حالا صندوق ذخیره خالی بشه به درک!

حالا کلی عکس ازش با امام و آقا منتشر کنن منم خودم کلی تا حالا امام را دیدم چه ربطی داره به عملکرد خوب  تو حوزه ی اجتماعی!

مگه نمیبینین کلی مفسد را اسماشون را پخش کردن کلی وضع حجاب و ایمان بچه های ما خوب شد کلی سینمای ما ارزشی شد

فرهنگ و هنرمونم که هر روز غنی تر میشه دیگه اوجش را توی اخراجی های مسعود جون مگه ندیدین!

اصلا چی دارین میگین مگه بزغاله ها هم حق انتقاد دارن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 11:23 بعد از ظهر توسط سید محمد حسین |



  روز 15 اردیبهشت در دانشگاه اصفهان


روزی که از چند روز قبل از آن در برد های مختلف اعلام شده بود انتخابات

نمادین در دانشگاه اصفهان!

و همه در آن روز متحیر ماندند که چرا هیچ انتخاباتی برگزار نشد و در هیچ

کجای دانشگاه خبری از هیچ انتخاباتی نبود

اما تعجب همه ی دوستانی که در جلسه ی سخنرانی آقای رمضانزاده حضور داشتند

وقتی بیشتر شد که مسوول انجمن جعلی دانشگاه اصفهان پشت تریبون رفت و گفت

اینک نتایج انتخابات دانشگاه اصفهان که با حضور 80 درصد دانشجویان برگزار

شد بدین شرح است...............

همان جا از تشویق های عده ای پیش از اعلام ایشان همه

متوجه شدند چه دروغی در راه است که با هشیاری دانشجویان و هو کردن ایشان

دیگر ادامه نداد و پایین آمد

ولی تعجبم امروز آنقدر بیشتر شد که این خبر را در خبرگزاری حامیان دولت هم خواندم
اینم لینکش

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8802161415

خوب دیگه قضاوت با خودتون

+ نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:48 بعد از ظهر توسط سید محمد حسین |


آنروزها که در کنارت قدم میزدم اصلا فکر نمیکردم روزی به همین سادگی ها از دستت بدهم

راستی چه آرامشی می داد آن روزها که دلتنگ روزگار میشدی آن موقعی که از همه کس و همه چیز بیزار بودی و به دنبال کسی بودی که درد دلهایت  که دلتنگی هایت که شکایت هایت از روزگار را در دامانش بریزی و  چه مرهمی برای غمهایمان بود

آنروزی که بی توجه از تاثیری که بر روحیه ات داشت از کنارش رد میشدی و بی اعتناییش میکردی و رویت از او برمیگردانی شاید نمیدانستی دیگر روزی نمی آید و نباشد که از بودنش لذت ببری که غم هایت را با او تقسیم و گله هایت را در دامانش بریزی

نمیدانم از دست این مردم نامرد بود که قهر کردی یا از بد عهدی روزگار که دیگر نیامدی و شاید هم از خساست آسمان

چه کودکانی که هر روز در کنارت بازی میکردند

 و  چه مردان تنهایی که در دامانت آبتنی میکردند و هیچ وقت باور نکردم  هیچ وقت باور نکردم که  . . . . . . .

 نمیذانم شاید در آغوششان گرفته ای و روزی بر میگردند و از مهربانیت باز میگویند آنها که گفتند غرقشان کرده ای

نمیدانم پل های غمگینی که روزگاری اسطوره ی پایداری بودند و روز به روز از نبودنت شکسته تر میشوند و هر روز به مرگشان نزدیکتر میشویم دیگر امیدی به آمدنت دارند امروز آسمان هم انگار برایت دلتنگی میکرد که زار زار گریه میکرد که شاید ترحمی کنی و باز برگردی

ولی شاید نمیدانست  . . . . . . . . .

 

+ نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:9 قبل از ظهر توسط سید محمد حسین |


   از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند

تا کاج جشن‌های زمستانی‌ات کنند    

  پوشانده‌اند "صبح" تو را "ابرهای تار

 تنها به این بهانه که بارانی‌ات کنند  

 یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند

 این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند

 ای گل گمان مبر به شب جشن می‌روی 

شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند 

 یک نقطه بیش فرق "رحیم" و "رجیم" نیست

 از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند

 آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

 گاهی بهانه است که قربانی‌ات کنند

فاضل نظری

+ نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 7:12 بعد از ظهر توسط سید محمد حسین |