تبليغاتX
ريحان

ريحان

به نام خدای شقایق ها

بستند راه روزنه ها را به رویتان
تا آفتاب تن زند از جست و جویتان

اما نه، حسن قصد ندارد نهان شود
بی حاصل است پنجه کشیدن به رویتان

زندان یوسف آینه ی اعتبار اوست
چونانکه جرمهای شما آبرویتان

هرجا که شاهدان جهان انجمن کنند
آنجاست نقل محفلشان گفت و گویتان

روزی به باغ رفتم و دیدم به چشم خویش
گلها درید ه اند گریبان به بویتان

باد صبا قرار ندارد بایستد
از جست و جوی روز و شب و کو به کویتان

باران ز پاکی دلتان شرمسار شد
ابر عبوس سخره ی بغض گلویتان

بغض گلو درآمد آواز می شود
خوابیده است گرچه کنون های و هویتان

"قنبرعلی رودگر"

 

+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 1:14 قبل از ظهر توسط سید محمد حسین |


((( الحمد لله الذی جعل اعدائنا من الحمقا  )))

همین

+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 2:13 بعد از ظهر توسط سید محمد حسین |