تبليغاتX
ريحان

ريحان

به نام خدای شقایق ها

بالاخره پس از ماهها اسارت زاینده رود با قید وثیقه به طور موقت آزاد شد

http://iiny.org/img/iran/19.jpg

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 4:48 بعد از ظهر توسط سید محمد حسین |


یکی با بیل برداشته، برگِ زرد و نارنجی روی سَر شهر ریخته. یک‌هو پاییز شده. دقیقا یک‌هو. صبحِ اول آبان، این‌جوری شد. حالا؛ ابرها، سنجاب‌ها و گربه حنائیِ بیش‌تر به چشم می‌آیند. هوا ایستاده، منتظر. نمی‌بارد اما. پائیز است و رودِ ما هم‌چنان خشک. نفرین بر تو ای ابر!

(به نقل از وحید)

+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 4:57 بعد از ظهر توسط سید محمد حسین |


گفته بودند به ما:
می کشد در همه کس
غم نان
ایمان را

در شبی سرد چو مرگ
که هوا می لرزید
و تن خسته شهر
بستر برف زمستانی بود
راهی خانه شدم.
من -گرسنه-
پدرم را دیدم
که در آن ظلمت سرد
با یخ حوض قدیمی حیاط
جنگ سختی می کرد
تا ز خون دشمن
بعد از آن جنگ وضویی سازد
پدرم -بی که کلامی گوید-
گفت با من: پسرم!

چاره مشکل ما

ایمان است.

«سید حسن حسینی»

+ نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 9:54 بعد از ظهر توسط سید محمد حسین |