راستی دیشب تازه به فهمیدم به چه کسی رای میدهم
وقتی با اتوبوس به میان مردم رفت و به حرفهایشان گوش داد
سوار فیلم دکتر که از بازیگران صدا و سیمای هرمزگان بودند)
او به میان مردم واقعی رفت و آنها با اشک و غم برایش میگفتند
میگفتند دردهای اقتصادیشان
میگفتند دردهای احتماعی و فرهنگی و آرزوهایشان را
وقتی آن جانباز در آن جلسه بلند شد و گفت:
در حالی که مهندس خندید و گفت بی خیال بابا ما که دکتر نیستیم
آن وقتی که کنار امام نشسته بود و عکس یادگاری میگرفت و امام چه خنده ای به او میکردند و چه قدر خوشحال بودند
آنوقتی که در اوج جنگ با قدرت تمام در خوزستان سخنرانی میکرد
آنوقتی که در دانشگاه ها سخنرانی میکرد در مسجدسید گفت بگوییم ایران
و همه فریاد کشیدند ایران تازه به یاد غرور فراموش شده ی ملی ام افتادم
آنوقتی که گفت حداقل به مردم دروغ نگوییم اگر راست را نمیگوییم
و پدر شهیدی که با قاطعیت میگفت او رییس جمهور آینده است
و مراجعی که از او حمایت کردند
و مادری که برای بچه اش گریه میکرد و از او درخواست میکرد کمکش کند
و معلمانی که از او حمایت کردند
و و و و و
را در آوردی و به من دادی و خود پابرهنه د در سردشت آمدی او در حالی که
کارت جانبازیش را به همه نشان میداد فریاد زد من جانباز 50 درصدم و
میگفت موسوی چه خدماتی کرد
+ نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 1:12 بعد از ظهر توسط سید محمد حسین |