امشب لیله الرغایب است همان شب آروزها ی معروف خدایا تو را به فاطمه کمکم کن کمکم کن زبونم گره نخوره بتونم آروزهام را بگم ........ حرفهایی داشتیم برای گفتن وحرفهایی برای نگفتن و چه زیبا گفت ((ارزش هرکس به اندازه ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد)) بیایید نگفته هامان را بگوییم بیایید امشب با خدایمان نجوا کنیم بیایید درددلهامان را به او بگوییم که جز او فریاد رسی نیست بیایید به او شکوه کنیم که غیر او پناهی نداریم شکوه کنیم از مصیبتی که بر ما میرود اگر دوست داشتید آرزوهایتان را در قسمت نظرات بنویسید
و بالاخره آن شب رسید
شکوه کنیم از بی حرمتیها
از ظلم
از دروغ
از نفاق
و از هزار ظلم دیگری که در این مدت کوتاه به ما رفت
به سید ما رفت
و.....
به وطن ما رفت
انگار خدا امشب به ما نزدیکتر است
امشب صدایمان را بهتر می شنود
مگر خودش نگفت
((بخوانید تا اجابت کنم شما را))
حالا داریم او را صدا میزنیم
او را فریاد میزنیم و به درگاه او دعا میکنیم
که نجاتمان دهد
که ظالمان را رسوا کند
که حق را پیروز کند
که.......
خودش گفت
((والعاقبه للمتقین))
و خودش گفت
((الملک لا یبقی مع الظلم))
خدایا از ته قلبمان آرزو میکنیم
روزهای سبزی که از ما گرفتند را ..
منطق سرکوب شده مان را میخواهیم
غیرت بر باد رفته مان...
و شادی سوخته مان ...
و کلی چیزکه کمتر از یک هفته از ما دزدیدند
دیگر ریاست برایمان اهمیت ندارد
قدرت در نظرمان کثیف شده است
دیگر میدانیم
((إن الملوک اذا دخلوا قریه أفسدوها و جعلوا أعزه أهلها أذله و کذلک یفعلون))
همین مرا بس.
بگذار آن که بر صدر است؛ مست، باقیِ ایام دولتاش را بگذراند
(( تلک الأیام نداولها بین الناس))
بگذار بخندند و خوش باشند و مکر کنند
که......
((مکروا و مکر الله والله خیر الماکرین.))
بگذار حرف از قدرت و حکومت بزنند
که زیبا کفت
چو بیشه تهی ماند از شیران نر سگان فرصت روبهی یافتند
و بگذار ..............
خدایا میخواهیم
آرزو میکنیم......
دعا میکنیم.......
که همانا.......
((ایاک والظلم لمن لیس له الا الدعا))
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 11:3 بعد از ظهر توسط سید محمد حسین |